تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

152

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

پيروز پادشاهى بود كه در تنگى و سختى بزيست و پادشاهى او بر مردم شوم افتاد و همهء كردار و گفتارش بر او و مردم مملكتش زيان و و بال آمد « 1 » . مملكت در روزگار پادشاهى او هفت سال پىدرپى در تنگى افتاد و رودخانه‌ها و كاريزها « 2 » و چشمه‌ها بخوشيد و درختان و بيشه‌ها بخشكيد و هرچه در كوه و دشت از كشت و مرداب بود خشك گرديد و پرندگان و جانوران بمردند و چارپايان چنان گرسنه شدند كه از بردن بار ناتوان آمدند ؛ آب دجله كم شد و تنگى و گرسنگى و سختى بر همهء مردم مملكت او روى آورد . پس پيروز به همهء زيردستان خود نوشت كه او ماليات زمين و سرانه را از ايشان برگرفته است و ناگزير نيستند كه كار همگانى يا بىمزد كنند و خود خداوند خويش هستند ، و نيز بفرمود تا مردم در پى زاد و توشه سخت بكوشند . پس دوباره نامه‌اى به ايشان نوشت تا هرچه در زير زمين و انبارها از خواربار و ديگر توشه‌ها دارند بيرون آورند و به ديگران بدهند و براى خود نگاه ندارند و درويش و توانگر و بلند و پست همه در يارى به هم يكى باشند ؛ و اگر بداند كه كسى از گرسنگى مرده است كيفر خواهد داد و به سخت‌ترين راهى مجازات خواهد كرد . پيروز زيردستان را در آن تنگى و گرسنگى چنان تدبير كرد كه كسى از گرسنگى نمرد بجز مردى از روستاگ ديه از ناحيهء اردشيرخرّه و آن بر بزرگان ايران و همهء مردم اردشيرخرّه و بر خود پيروز بسيار گران آمد . پيروز به درگاه خدا ناليد تا رحمت خود را بر او و بر زيردستانش بفرستد و باران ببارد . خداوند او را يارى كرد تا فراوانى آب در مملكت به همان حال نخستين بازگشت « 3 » و درختان به بار آمدند . پيروز بفرمود تا

--> ( 1 ) - اين داورى در حدّ خود ممكن است درست باشد ؛ امّا در مآخذ اصلى نبوده است و از سياق مطالب استنتاج شده است . به‌علاوه اگر دقّت شود ، اين قسمت با مطالب بعدى به هيچ وجه سازگار نيست . ( 2 ) - قنى ( به فارسى كهريز يا كاريز ) جويهاى زيرزمينى است براى آبيارى مزارع و در سرزمين خشك ايران شرط اصلى زندگانى كشاورزى است ( مقايسه شود با پوتينجر ، مسافرت در بلوچستان ، 2 مه ، ترجمهء آلمانى ص 309 به بعد و پليبيوس 28 / 10 ) . ( 3 ) - مجمل التواريخ ( چاپ طهران ص 71 ) رسم آب‌پاشى را در جشن آب‌ريزان به اين